احمد بن محمد ميبدى

566

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

از عطاى پروردگارت هم به آشنايان و هم به بيگانگان فرا مىپيونديم و عطاء خداوندت از هيچ‌كس بازگرفته نشده است . 21 - انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ لَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجاتٍ وَ أَكْبَرُ تَفْضِيلًا . بنگر كه چگونه بعضى را بر بعضى ديگر فضيلت داديم و سزاى آن جهانى را درجه‌هائى بزرگتر است و در فضيلت برتر ! 22 - لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُوماً مَخْذُولًا . با خداوند يكتا ، خداى ديگر مگير و مخوان تا نكوهيده و فروگذاشته و حسرت‌زده بمانى و بنشينى ! ( تفسير ادبى و عرفانى ) 13 - وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ . آيه . هركس را آنچه سزاوار و شايستهء او است در گردن بستند و آن رقم بر وى كشيدند ، يكى را تاج سعادت بر فرق نهاده ، درخت اميدش به برآمده ، شب جدائى فروشده و روز وصل برآمده . يكى را به حكم شقاوت ، گليم ادبار در سر كشيده ، به تيغ هجران خسته ، و به ميخ ردّ وابسته ، آرى ، قسمتى است كه در ازل رفته ، نه افزوده ، و نه كاسته ، چه توان كرد ، قاضى اكبر چنين خواسته « 1 » بيچاره آدمى كه از ازل خويش خبر ندارد ، از ابد خويش غافل نشيند ، و ميان بوده و بودنى ، او را خواب غفلت گيرد ، و آن روز از خواب غفلت بيدار گردد كه نامهء كردار او به دست وى دهند ، نامه‌اى كه زبان صاحب ، نامه ، قلم و آب دهانش مداد ، اعضا و مفصلهايش كاغذ آن ، و سر تا پاى آن املا كردهء او ! و فرشتگان و دبيران گواهان بر او ! يك حرف در آن زيادت و نقصان نيست ! با وى گويند : 14 - اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً . آيه . نامهء خود برخوان ، و كردار خود بين ، اگر يك حرف از آن منكر شوى همان عضو كه آن كردار بر او رفته بر آن گواهى دهد ! چنان كه فرمود : در روز حساب زبان و دست و پا به كارهاى بندگان گواهى دهند ! گويند نامهء عمل بندگان دو گونه است : يكى نامهء كردار و گفتار و رفتار كه فرشتگان نوشته‌اند ، و يكى نامهء عفو و رحمت بر بنده كه خداوند بر خود نوشته ! كه چون عنايت ازلى دستگير بنده گردد ، از نامهء رحمت خود بر او شمارد نه از نامهء كردار و رفتار او ! در آثار بيارند : كه چون بنده را نامه در دست نهند گويند : نامهء عمل خود را برخوان ، بنده در نامه نگرد ، بيند كه سطر اوّل نبشته : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، * گويد : بارخدايا ، نخست شمارهء اين يك سطر را با من برگزار و بر من حكم آن بران ، خداوند گويد : بندهء من ، اين را شمار كردم و تو را به فضل و رحمت خود آمرزيدم ، كه من در ازل ، رحمت تو بر خود نبشتم و خود را گناه آمرزنده و توبه پذيرنده گفتم . حساب قيامت : هركس از ديوان مظالم و حساب قيامت اندكى خبر دارد و از معرفت احوال و اهوال رستاخيز شمّه‌اى داند به خوبى دريابد كه هرچه با روزگار او سروكار داشته كم يا زياد ، خرد يا درشت ، فرداى قيامت او را از آن پرسند و از وى شمار او را در خواهند ، چنان كسى امروز حجاب غفلت از راه خود بردارد و كردار و گفتار خود را به معيار شريعت راست دارد ، و صدق معاملت از روزگار

--> ( 1 ) بر خوانندگان خداشناس پوشيده نماند كه خداوند هركس را با رعايت استحقاق و به ملاحظهء سزاوارى و شايستگى او را رهبرى مىكند نه آنكه هركس را كه خواست بىسبب گمراه مىكند . و در لوح ازل همه را چنين مقدر كرده ! و طبق همين آيات ؛ آنچه سزاوار و شايستهء عمل هركس در دنيا است در آنجا به حكم عدالت ثبت شده است و هرچند در آيات قرآن و در احاديث و اخبار بسيار ديده شده كه مقدرات آدمى پيش از تولد در لوح ازل ثبت شده و خوش‌بخت و بدبخت در شكم مادر خوش‌بخت يا بدبخت است ! كه منظور اثر ذاتى است ! و ظاهر اين‌ها حكايت از عدم اختيار انسان در كارها دارد ليكن چندين آيه و حديث ديگر در خلال همين تفسير ديده مىشود كه روشن مىكند و مىرساند كه آدمى برحسب نوع ذات و جنس و سرشت خود و بر اثر كارهائى كه به مقتضاى آن صفات مىكند ! خوش‌بخت يا بدبخت ، سعيد يا شقى مؤمن يا كافر است و اين معنى در ازل ثابت است و پاداش و كيفر او هم تابع عمل او است !